من دیدم

 

http://www.ariane-yavari.com/

  

من دیدم

از دیوار بلند خانه سرک کشیدم

خدا را دیدم که کو چه باغی می خواند

وبا روسپیانش سوت زنا ن از کوچه

ما می گذرد

کلاغی را دیدم که شعورش را

بین درختان تقسیم میکرد

جو ئی را دیدم گله میکرد از من و تو

عکس ما ه را در آب دیدم گله میکرد از تنهائی

معلمی را دیدم که با آب عشقبازی میکرد

تا اکسیژن آب را ثابت بکند

زنی را دیدم از لغزهایش آشپزخانه اش گرم میشد

و کو دکش سایهء  اندوه را در هوا نقاشی میکرد

و پرواز میداد نفسهای هوس انگیز مردان را

با باد باد کهایش

و من بر خو د لرزیدم

و ضر به ء داس را پذیرفتم بر قلب گریان خود

و جو انه های شور زندگیم را

چال کردم

و روی زمین ترک خورده دراز کشیدم

و خز نده های ریز را پنا ه  دادم

به آغوشم

و شب تابها را به گردنم آویختم

و فشار جو زمین را روی پستانهایم حس کردم

که لحظه های شفاف نوازش را از من می گرفت

و دو گانگی را به من پند میداد

و مرا به مرز هراس سوق میداد

و خطر را در آغو ش کشید م

عطش خواستن ترا به پر نده ام گفتم

و لحظه هایم را به سو یت پرواز دادم

و عشق نا رس  خو د را زیر آفتاب گذاشتم

تا آفتابی بخورد

و چشمانم را سایبان نگا هت کردم

و گفتم من راز شبانه ام

و بی پروا ئی ام به سادگی همان

ظر فهای سفا لی خانه ء همسا یه است

و به زلا لی اند یشهء مردی

که به تنهائی شبانه سفر کرد

و به زیبائی ریشهء گلی که در مرداب

دلبری می کند                  

و آفتاب را به بسترش می طلبد 

و آفتاب را به بسترش می طلبد

آری من زنی بی پروایم که از پچ پچ آفتاب و ماه هم نمی ترسم